تبلیغات
ثقلین 59 - داستانک حجاب : روسری هدیه ای!

اللهم عجل لولیک الفرج ______ تقدیم به دایی شهیدم...! ناقابل ___

داستانک حجاب : روسری هدیه ای!
نظرات () |

روز عفاف و حجاب گرامی باد

یادم هست (وقتی در لبنان بود) در یکی از سفرهایی که به روستاها می رفت ، همراهش بودم… داخل ماشین ، هدیه ای به من داد. اولین هدیه اش به من بود ، و هنوز ازدواج نکرده بودیم!

خیلی خوشحال شدم و همان جا باز کردم ، دیدم روسری است… یک روسری قرمز با گل های درشت!

من جا خوردم…

اما او لبخند زد و به شیرینی گفت : بچه ها دوست دارند شما را با روسری ببینند!

از آن وقت روسری گذاشتم و(تا امروز) مانده…

من می دانستم بچه ها به مصطفی حمله می کنند: که چرا شما خانمی را که حجاب ندارد می آوری موسسه؟

می گفت : ایشان خیلی خوبند اینطور که شما فکر می کنید نیست. به خاطر شما می آیند موسسه، و می خواهند از شما یاد بگیرند ، ان شاء الله خودمان بهش یاد می دهیم.

نگفت این حجابش درست نیست ، مثل ما نیست ، فامیل و اقوامش آنچنانی اند …

 این ها خیلی روی من تاثیر گذاشت. او مرا مثل یک بچه کوچک قدم به قدم جلو برد و به اسلام آورد.

نیمه پنهان ماه ۱ ، شهید چمران به روایت همسر شهید ، ص ۱۷ و ۱۸

منبع



:: مرتبط با: مناسبت ها , حجاب و عفاف , شهیدان و دفاع مقدس ,
نویسنده : بسیجی
تاریخ : چهارشنبه 21 تیر 1391
زمان : 09:01 ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.









» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :