تبلیغات
ثقلین 59 - خاطره ای از مقام معظم رهبری

اللهم عجل لولیک الفرج ______ تقدیم به دایی شهیدم...! ناقابل ___

خاطره ای از مقام معظم رهبری
نظرات () |

چند روز پس از خواستگاری خانواده بزرگوار حضرت آیت الله خامنه ای از دختر بنده، خدمت مقام معظم رهبری رسیدم. ایشان فرمودند: آقای دكتر!  اگر خدا بخواهد با هم خویشاوند می شویم . عرض كردم چطور؟ فرمودند: آقا مجتبی و دختر خانم شما ظاهراً یكدیگر را پسندیده اند و در گفتگو به نتیجه رسیده اند. حالا نظر شما چیست؟ عرض كردم: آقا اختیار ما هم دست شماست! آقا فرمودند: شما و همسرتان استاد دانشگاه هستید و زندگی شما با زندگی ما متفاوت است. تمام زندگی ما غیر از كتاب هایم، یك وانت لوازم كهنه است. خانه ما هم دو اتاق اندرونی دارد و یك اتاق بیرونی كه مسئولان می آیند و با من دیدار می كنند. من پولی برای خرید خانه ندارم. خانه ای اجاره كرده ایم كه قرار است، در یك طبقه آن آقا مصطفی و در طبقه دیگر آقا مجتبی زندگی كنند. ما زندگی معمولی داریم و شما زندگی خوبی دارید، مثل ما زندگی نكرده اید. آیا دختر شما حاضر است با این وجود زندگی كند؟! زیبایی و دقت سخن رهبر معظم انقلاب برای من بسیار جالب بود. موضوع را به دخترم گفتم و او با روی باز استقبال كرد.

غلامعلی حداد عادل )نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی)

منبع



:: مرتبط با: ولایت فقیه ,
:: برچسب‌ها: خاطراتی از مقام معظم رهبری ,
نویسنده : بسیجی
تاریخ : جمعه 5 اسفند 1390
زمان : 01:00 ق.ظ


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.









» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :